ابزارهايي که در روش طراحي شي ءگرا از آنها استفاده ميشود، تا حد زيادي با ابزارهاي ساير روشهاي سنتي متفاوتند. هرچند اين ابزارها در متدلوژيهاي مختلف شي ءگرا فرق مي کند، با اين وجود برخي از ابزارهاي نمونه اي که در مجموع اين روش ها به کار مي رود، عبارتند از :

نمودار کلاس ها – نمودار شي ءها – نمودارهاي پيمانه اي – نمودارهاي فرآيند – نمودار تبديل حالت – نمودار زمانبندي – نمودار وراثت

شي ءگرايي يک روش مدلسازي و ساخت سيستم هاست که آن را مي توان تقريباً در تمام حوزه هاي سنتي کاربرد سيستم ها به کار بست. با اين وجود تاکنون اين روش بيشتر در مورد طراحي و ساخت سيستم هاي کنترل صنعتي، سيستم هاي کنترل بيدرنگ ، سيستم هاي عامل همه منظوره يا ويژه و سيستم هاي اطلاعات جغرافيايي (GIS) به کار رفته است. در اينگونه سيستم ها، طبيعت و ماهيت قلمرو کار مدلهاي شي ءگرا را ايجاب مي کند. عناصر سيستم در چنين حالتهايي، واحدهاي خودکار و نسبتاً مجزايي هستند که برحسب دريافت پيام هاي داخلي يا محيطي از خود واکنش نشان مي دهند و کارکرد کل سيستم از برآيند همين واکنشها شکل مي گيرد. [7]
6-2-1-4- کاربرد روش شیء گرا

    

شي ءگرايي يک روش مدلسازي و ساخت سيستم هاست که آن را مي توان تقريباً در تمام حوزه هاي سنتي کاربرد سيستم ها به کار بست. با اين وجود تاکنون اين روش بيشتر در مورد طراحي و ساخت سيستم هاي کنترل صنعتي، سيستم هاي کنترل بيدرنگ ، سيستم هاي عامل همه منظوره يا ويژه و سيستم هاي اطلاعات جغرافيايي (GIS) به کار رفته است. در اينگونه سيستم ها، طبيعت و ماهيت قلمرو کار مدلهاي شي ءگرا را ايجاب مي کند. عناصر سيستم در چنين حالتهايي، واحدهاي خودکار و نسبتاً مجزايي هستند که برحسب دريافت پيام هاي داخلي يا محيطي از خود واکنش نشان مي دهند و کارکرد کل سيستم از برآيند همين واکنشها شکل مي گيرد.
با وجود توسعه نسبتاً موفق متدلوژيهاي شي ءگرا در دهه 1990ميلادي و وجود ابزارهاي قوي براي پشتيباني اين روشها، گزارشي از کاربرد وسيع اين متدلوژيها در عرصه تحليل و طراحي سيستم هاي اطلاعاتي در دست نيست. تحقيقي که در سال 1991در مورد ميزان به کارگيري متدلوژيهاي مختلف توسعه سيستم صورت گرفته است، نشان مي دهد که تنها 3 تا 5درصد عمليات مهندسي نرم افزار به صورت جدي به شي ءگرايي اختصاص دارد. مي توان فرض کرد که همين ميزان اندک نيز بيشتر در لايه هاي پياده سازي و ساخت واسط کاربر به کار رفته است. کاربرد روش شي ءگرا در تحليل و طراحي سيستم ها، بويژه در مورد سيستم هاي بزرگ و بسيار بزرگ، مستلزم غلبه بر پيچيدگي هاي مفهومي و ابزاري بسياري است که معمولا از عهده متخصصين عادي خارج است. در مورد آينده متدلوژيهاي شي ءگرا از نظر کاربردپذيري و رواج استفاده، عملا نمي توان اظهار نظر قطعي کرد. [7]

 

6-2-1-5- مزایا و معایب متدولوژيهاي شي ءگرا

از آنجا که رهيافت شي گرا به مهندسي نرم افزار و توسعه سيستم ها يک روش نسبتاً جديد و روشهاي جديد در حيطه علوم و مهندسي معمولا قبل از ارزيابي و بررسي دقيق، به اعتبار نو بودنشان مورد استقبال متخصصين قرار مي گيرد، امروزه گرايش شديدي به مطرح کردن اين روشها در زمينه توسعه سيستم ها وجود دارد، بي آنکه اين اشتياق به رواج عملي آن در کاربردهاي واقعي انجاميده مي باشد. به همين دليل ارزيابي و نقد واقع بينانه متدولوژيهاي شي ءگرا تا حدي دشوار است. با اين وجود نکات زير را مي توان به عنوان نقاط قوت و ضعف اين روشها برشمرد :
1. مزايا

يکپارچگي ؛ مهمترين مزيت متدولوژيهاي شي ءگرا، يکپارچگي مفهومي و ابزاري آنهاست. به اين معني که در طول زيست چرخ توسعه سيستم ها، از تحليل گرفته تا پياده سازي براي استفاده از روشهاي شي ءگرا، مفاهيم، واژگان و مدلهاي نسبتاً واحد و نزديک به هم، به کار برده مي شود. مفاهيمي چون شي ء، کلاس، وراثت، چندريختي و… هم در تحليل و طراحي شي ءگرا مصداق دارند و هم در برنامه نويسي با زبانهاي شي ءگرا. به اين ترتيب زبان يکدست و واحدي به وجود مي آيد تا همه دست اندرکاران تهيه سيستم با استفاده از آن، با يکديگر ارتباط برقرار کنند.

بازکاربردپذيري ؛ رهيافت شي ءگرا به توليد واحدهايي از مدل، بانک اطلاعاتي و برنامه مي انجامد که مي توان آنها را مکرراً در پروژه ها يا سيستم هاي ديگري بکار بست. مدافعين شي ءگرايي وضعيتي آرماني در آينده را تصوير مي کنند، که در آن کار تحليل گر، طراح يا برنامه نويس صرفاً جستجو و گزينش واحدهاي مناسب موضوع براي ساختن مدلها، طراحي بانکهاي اطلاعاتي يا ايجاد برنامه هاي کاربردي خواهد بود. هرچند مي توان نسبت به تحقق چنين وضعيتي ترديد جدي روا داشت، با اين وجود، قابليت کاربردپذيري مجدد بسياري از فرآورده هاي روشهاي شي ءگرا را نمي توان ناديده انگاشت.

سازگاري با تغييرات ؛ مدلهايي که با استفاده از روشهاي OOA ساخته مي شوند، در مقابل تغييرات نسبتاً انعطاف پذيري بالايي دارند و بسادگي مي توان اين مدلها را همگام با تغييرات، بهنگام کرد.

  1. معايب

دشواري ؛ مفاهيم و روشهاي طراحي شي ءگرا نسبتاً پيچيده است و به ويژه براي تحليل گران و طراحاني که با روشهاي ساخت يافته سنتي پرورش يافته اند، انس و آشنايي با قالب فکري شي ءگرا معمولا دشوار است.

عدم رواج ؛ تعداد شرکتها و گروههايي که بتوانند پروژه هاي توسعه سيستم را با استفاده از روشهاي OOA به صورت موفقيت آميزي اجرا کنند، بسيار اندک است. به همين دليل ايجاد و نگهداري سيستم ها با استفاده از روشهاي شي ءگرا مستلزم هزينه نسبتاً بالايي است که در مورد پروژه هاي کوچک و متوسط مقرون به صرفه نمي باشد.

تلفيق ناپذيري با ساير روشها ؛ روشهاي ساخت يافته سنتي در الگوي مفهومي و ابزارها و مراحل تا حد زيادي با هم اشتراک دارند. به همين دليل براي پياده سازي سيستم هايي که با اين روشها تهيه مي شوند، گزينه هاي متعددي با تلفيق و ترکيب متدلوژيها قابل انتخاب است. اما روشهاي شي ءگرا به دليل پيروي از يک قالب فکري کاملا مجزا، بسادگي قابليت تلفيق و ترکيب با بقيه روشها را ندارند.

  1. جمع بندي
    در مجموع پيروي از متدولوژيهاي شي ءگرا در تحليل و طراحي نظام آمارهاي ثبتي توصيه نمي شود. زيرا زيرساخت انساني و فني استفاده از اين روشها به ويژه در کشور ما هنوز به حد کافي توسعه نيافته است و از سوي ديگر در اين مورد به نظر مي رسد مي توان از روشهاي ساده تري که در خور ماهيت اساساً داده گراي اين سيستم ها نيز باشند، استفاده نمود. [7] 

    ابزارهايي که در روش طراحي شي ءگرا از آنها استفاده ميشود، تا حد زيادي با ابزارهاي ساير روشهاي سنتي متفاوتند. هرچند اين ابزارها در متدلوژيهاي مختلف شي ءگرا فرق مي کند، با اين وجود برخي از ابزارهاي نمونه اي که در مجموع اين روش ها به کار مي رود، عبارتند از :

    نمودار کلاس ها – نمودار شي ءها – نمودارهاي پيمانه اي – نمودارهاي فرآيند – نمودار تبديل حالت – نمودار زمانبندي – نمودار وراثت

    شي ءگرايي يک روش مدلسازي و ساخت سيستم هاست که آن را مي توان تقريباً در تمام حوزه هاي سنتي کاربرد سيستم ها به کار بست. با اين وجود تاکنون اين روش بيشتر در مورد طراحي و ساخت سيستم هاي کنترل صنعتي، سيستم هاي کنترل بيدرنگ ، سيستم هاي عامل همه منظوره يا ويژه و سيستم هاي اطلاعات جغرافيايي (GIS) به کار رفته است. در اينگونه سيستم ها، طبيعت و ماهيت قلمرو کار مدلهاي شي ءگرا را ايجاب مي کند. عناصر سيستم در چنين حالتهايي، واحدهاي خودکار و نسبتاً مجزايي هستند که برحسب دريافت پيام هاي داخلي يا محيطي از خود واکنش نشان مي دهند و کارکرد کل سيستم از برآيند همين واکنشها شکل مي گيرد. [7]
    6-2-1-4- کاربرد روش شیء گرا

        

    شي ءگرايي يک روش مدلسازي و ساخت سيستم هاست که آن را مي توان تقريباً در تمام حوزه هاي سنتي کاربرد سيستم ها به کار بست. با اين وجود تاکنون اين روش بيشتر در مورد طراحي و ساخت سيستم هاي کنترل صنعتي، سيستم هاي کنترل بيدرنگ ، سيستم هاي عامل همه منظوره يا ويژه و سيستم هاي اطلاعات جغرافيايي (GIS) به کار رفته است. در اينگونه سيستم ها، طبيعت و ماهيت قلمرو کار مدلهاي شي ءگرا را ايجاب مي کند. عناصر سيستم در چنين حالتهايي، واحدهاي خودکار و نسبتاً مجزايي هستند که برحسب دريافت پيام هاي داخلي يا محيطي از خود واکنش نشان مي دهند و کارکرد کل سيستم از برآيند همين واکنشها شکل مي گيرد.
    با وجود توسعه نسبتاً موفق متدلوژيهاي شي ءگرا در دهه 1990ميلادي و وجود ابزارهاي قوي براي پشتيباني اين روشها، گزارشي از کاربرد وسيع اين متدلوژيها در عرصه تحليل و طراحي سيستم هاي اطلاعاتي در دست نيست. تحقيقي که در سال 1991در مورد ميزان به کارگيري متدلوژيهاي مختلف توسعه سيستم صورت گرفته است، نشان مي دهد که تنها 3 تا 5درصد عمليات مهندسي نرم افزار به صورت جدي به شي ءگرايي اختصاص دارد. مي توان فرض کرد که همين ميزان اندک نيز بيشتر در لايه هاي پياده سازي و ساخت واسط کاربر به کار رفته است. کاربرد روش شي ءگرا در تحليل و طراحي سيستم ها، بويژه در مورد سيستم هاي بزرگ و بسيار بزرگ، مستلزم غلبه بر پيچيدگي هاي مفهومي و ابزاري بسياري است که معمولا از عهده متخصصين عادي خارج است. در مورد آينده متدلوژيهاي شي ءگرا از نظر کاربردپذيري و رواج استفاده، عملا نمي توان اظهار نظر قطعي کرد. [7]

     

    6-2-1-5- مزایا و معایب متدولوژيهاي شي ءگرا

    از آنجا که رهيافت شي گرا به مهندسي نرم افزار و توسعه سيستم ها يک روش نسبتاً جديد و روشهاي جديد در حيطه علوم و مهندسي معمولا قبل از ارزيابي و بررسي دقيق، به اعتبار نو بودنشان مورد استقبال متخصصين قرار مي گيرد، امروزه گرايش شديدي به مطرح کردن اين روشها در زمينه توسعه سيستم ها وجود دارد، بي آنکه اين اشتياق به رواج عملي آن در کاربردهاي واقعي انجاميده مي باشد. به همين دليل ارزيابي و نقد واقع بينانه متدولوژيهاي شي ءگرا تا حدي دشوار است. با اين وجود نکات زير را مي توان به عنوان نقاط قوت و ضعف اين روشها برشمرد :
    1. مزايا

    يکپارچگي ؛ مهمترين مزيت متدولوژيهاي شي ءگرا، يکپارچگي مفهومي و ابزاري آنهاست. به اين معني که در طول زيست چرخ توسعه سيستم ها، از تحليل گرفته تا پياده سازي براي استفاده از روشهاي شي ءگرا، مفاهيم، واژگان و مدلهاي نسبتاً واحد و نزديک به هم، به کار برده مي شود. مفاهيمي چون شي ء، کلاس، وراثت، چندريختي و… هم در تحليل و طراحي شي ءگرا مصداق دارند و هم در برنامه نويسي با زبانهاي شي ءگرا. به اين ترتيب زبان يکدست و واحدي به وجود مي آيد تا همه دست اندرکاران تهيه سيستم با استفاده از آن، با يکديگر ارتباط برقرار کنند.

    بازکاربردپذيري ؛ رهيافت شي ءگرا به توليد واحدهايي از مدل، بانک اطلاعاتي و برنامه مي انجامد که مي توان آنها را مکرراً در پروژه ها يا سيستم هاي ديگري بکار بست. مدافعين شي ءگرايي وضعيتي آرماني در آينده را تصوير مي کنند، که در آن کار تحليل گر، طراح يا برنامه نويس صرفاً جستجو و گزينش واحدهاي مناسب موضوع براي ساختن مدلها، طراحي بانکهاي اطلاعاتي يا ايجاد برنامه هاي کاربردي خواهد بود. هرچند مي توان نسبت به تحقق چنين وضعيتي ترديد جدي روا داشت، با اين وجود، قابليت کاربردپذيري مجدد بسياري از فرآورده هاي روشهاي شي ءگرا را نمي توان ناديده انگاشت.

    سازگاري با تغييرات ؛ مدلهايي که با استفاده از روشهاي OOA ساخته مي شوند، در مقابل تغييرات نسبتاً انعطاف پذيري بالايي دارند و بسادگي مي توان اين مدلها را همگام با تغييرات، بهنگام کرد.

    1. معايب

    دشواري ؛ مفاهيم و روشهاي طراحي شي ءگرا نسبتاً پيچيده است و به ويژه براي تحليل گران و طراحاني که با روشهاي ساخت يافته سنتي پرورش يافته اند، انس و آشنايي با قالب فکري شي ءگرا معمولا دشوار است.

    عدم رواج ؛ تعداد شرکتها و گروههايي که بتوانند پروژه هاي توسعه سيستم را با استفاده از روشهاي OOA به صورت موفقيت آميزي اجرا کنند، بسيار اندک است. به همين دليل ايجاد و نگهداري سيستم ها با استفاده از روشهاي شي ءگرا مستلزم هزينه نسبتاً بالايي است که در مورد پروژه هاي کوچک و متوسط مقرون به صرفه نمي باشد.

    تلفيق ناپذيري با ساير روشها ؛ روشهاي ساخت يافته سنتي در الگوي مفهومي و ابزارها و مراحل تا حد زيادي با هم اشتراک دارند. به همين دليل براي پياده سازي سيستم هايي که با اين روشها تهيه مي شوند، گزينه هاي متعددي با تلفيق و ترکيب متدلوژيها قابل انتخاب است. اما روشهاي شي ءگرا به دليل پيروي از يک قالب فکري کاملا مجزا، بسادگي قابليت تلفيق و ترکيب با بقيه روشها را ندارند.

    1. جمع بندي
      در مجموع پيروي از متدولوژيهاي شي ءگرا در تحليل و طراحي نظام آمارهاي ثبتي توصيه نمي شود. زيرا زيرساخت انساني و فني استفاده از اين روشها به ويژه در کشور ما هنوز به حد کافي توسعه نيافته است و از سوي ديگر در اين مورد به نظر مي رسد مي توان از روشهاي ساده تري که در خور ماهيت اساساً داده گراي اين سيستم ها نيز باشند، استفاده نمود. [7] 

      ابزارهايي که در روش طراحي شي ءگرا از آنها استفاده ميشود، تا حد زيادي با ابزارهاي ساير روشهاي سنتي متفاوتند. هرچند اين ابزارها در متدلوژيهاي مختلف شي ءگرا فرق مي کند، با اين وجود برخي از ابزارهاي نمونه اي که در مجموع اين روش ها به کار مي رود، عبارتند از :

      نمودار کلاس ها – نمودار شي ءها – نمودارهاي پيمانه اي – نمودارهاي فرآيند – نمودار تبديل حالت – نمودار زمانبندي – نمودار وراثت

      شي ءگرايي يک روش مدلسازي و ساخت سيستم هاست که آن را مي توان تقريباً در تمام حوزه هاي سنتي کاربرد سيستم ها به کار بست. با اين وجود تاکنون اين روش بيشتر در مورد طراحي و ساخت سيستم هاي کنترل صنعتي، سيستم هاي کنترل بيدرنگ ، سيستم هاي عامل همه منظوره يا ويژه و سيستم هاي اطلاعات جغرافيايي (GIS) به کار رفته است. در اينگونه سيستم ها، طبيعت و ماهيت قلمرو کار مدلهاي شي ءگرا را ايجاب مي کند. عناصر سيستم در چنين حالتهايي، واحدهاي خودکار و نسبتاً مجزايي هستند که برحسب دريافت پيام هاي داخلي يا محيطي از خود واکنش نشان مي دهند و کارکرد کل سيستم از برآيند همين واکنشها شکل مي گيرد. [7]
      6-2-1-4- کاربرد روش شیء گرا

          

      شي ءگرايي يک روش مدلسازي و ساخت سيستم هاست که آن را مي توان تقريباً در تمام حوزه هاي سنتي کاربرد سيستم ها به کار بست. با اين وجود تاکنون اين روش بيشتر در مورد طراحي و ساخت سيستم هاي کنترل صنعتي، سيستم هاي کنترل بيدرنگ ، سيستم هاي عامل همه منظوره يا ويژه و سيستم هاي اطلاعات جغرافيايي (GIS) به کار رفته است. در اينگونه سيستم ها، طبيعت و ماهيت قلمرو کار مدلهاي شي ءگرا را ايجاب مي کند. عناصر سيستم در چنين حالتهايي، واحدهاي خودکار و نسبتاً مجزايي هستند که برحسب دريافت پيام هاي داخلي يا محيطي از خود واکنش نشان مي دهند و کارکرد کل سيستم از برآيند همين واکنشها شکل مي گيرد.
      با وجود توسعه نسبتاً موفق متدلوژيهاي شي ءگرا در دهه 1990ميلادي و وجود ابزارهاي قوي براي پشتيباني اين روشها، گزارشي از کاربرد وسيع اين متدلوژيها در عرصه تحليل و طراحي سيستم هاي اطلاعاتي در دست نيست. تحقيقي که در سال 1991در مورد ميزان به کارگيري متدلوژيهاي مختلف توسعه سيستم صورت گرفته است، نشان مي دهد که تنها 3 تا 5درصد عمليات مهندسي نرم افزار به صورت جدي به شي ءگرايي اختصاص دارد. مي توان فرض کرد که همين ميزان اندک نيز بيشتر در لايه هاي پياده سازي و ساخت واسط کاربر به کار رفته است. کاربرد روش شي ءگرا در تحليل و طراحي سيستم ها، بويژه در مورد سيستم هاي بزرگ و بسيار بزرگ، مستلزم غلبه بر پيچيدگي هاي مفهومي و ابزاري بسياري است که معمولا از عهده متخصصين عادي خارج است. در مورد آينده متدلوژيهاي شي ءگرا از نظر کاربردپذيري و رواج استفاده، عملا نمي توان اظهار نظر قطعي کرد. [7]

       

      6-2-1-5- مزایا و معایب متدولوژيهاي شي ءگرا

      از آنجا که رهيافت شي گرا به مهندسي نرم افزار و توسعه سيستم ها يک روش نسبتاً جديد و روشهاي جديد در حيطه علوم و مهندسي معمولا قبل از ارزيابي و بررسي دقيق، به اعتبار نو بودنشان مورد استقبال متخصصين قرار مي گيرد، امروزه گرايش شديدي به مطرح کردن اين روشها در زمينه توسعه سيستم ها وجود دارد، بي آنکه اين اشتياق به رواج عملي آن در کاربردهاي واقعي انجاميده مي باشد. به همين دليل ارزيابي و نقد واقع بينانه متدولوژيهاي شي ءگرا تا حدي دشوار است. با اين وجود نکات زير را مي توان به عنوان نقاط قوت و ضعف اين روشها برشمرد :
      1. مزايا

      يکپارچگي ؛ مهمترين مزيت متدولوژيهاي شي ءگرا، يکپارچگي مفهومي و ابزاري آنهاست. به اين معني که در طول زيست چرخ توسعه سيستم ها، از تحليل گرفته تا پياده سازي براي استفاده از روشهاي شي ءگرا، مفاهيم، واژگان و مدلهاي نسبتاً واحد و نزديک به هم، به کار برده مي شود. مفاهيمي چون شي ء، کلاس، وراثت، چندريختي و… هم در تحليل و طراحي شي ءگرا مصداق دارند و هم در برنامه نويسي با زبانهاي شي ءگرا. به اين ترتيب زبان يکدست و واحدي به وجود مي آيد تا همه دست اندرکاران تهيه سيستم با استفاده از آن، با يکديگر ارتباط برقرار کنند.

      بازکاربردپذيري ؛ رهيافت شي ءگرا به توليد واحدهايي از مدل، بانک اطلاعاتي و برنامه مي انجامد که مي توان آنها را مکرراً در پروژه ها يا سيستم هاي ديگري بکار بست. مدافعين شي ءگرايي وضعيتي آرماني در آينده را تصوير مي کنند، که در آن کار تحليل گر، طراح يا برنامه نويس صرفاً جستجو و گزينش واحدهاي مناسب موضوع براي ساختن مدلها، طراحي بانکهاي اطلاعاتي يا ايجاد برنامه هاي کاربردي خواهد بود. هرچند مي توان نسبت به تحقق چنين وضعيتي ترديد جدي روا داشت، با اين وجود، قابليت کاربردپذيري مجدد بسياري از فرآورده هاي روشهاي شي ءگرا را نمي توان ناديده انگاشت.

      سازگاري با تغييرات ؛ مدلهايي که با استفاده از روشهاي OOA ساخته مي شوند، در مقابل تغييرات نسبتاً انعطاف پذيري بالايي دارند و بسادگي مي توان اين مدلها را همگام با تغييرات، بهنگام کرد.

      1. معايب

      دشواري ؛ مفاهيم و روشهاي طراحي شي ءگرا نسبتاً پيچيده است و به ويژه براي تحليل گران و طراحاني که با روشهاي ساخت يافته سنتي پرورش يافته اند، انس و آشنايي با قالب فکري شي ءگرا معمولا دشوار است.

      عدم رواج ؛ تعداد شرکتها و گروههايي که بتوانند پروژه هاي توسعه سيستم را با استفاده از روشهاي OOA به صورت موفقيت آميزي اجرا کنند، بسيار اندک است. به همين دليل ايجاد و نگهداري سيستم ها با استفاده از روشهاي شي ءگرا مستلزم هزينه نسبتاً بالايي است که در مورد پروژه هاي کوچک و متوسط مقرون به صرفه نمي باشد.

      تلفيق ناپذيري با ساير روشها ؛ روشهاي ساخت يافته سنتي در الگوي مفهومي و ابزارها و مراحل تا حد زيادي با هم اشتراک دارند. به همين دليل براي پياده سازي سيستم هايي که با اين روشها تهيه مي شوند، گزينه هاي متعددي با تلفيق و ترکيب متدلوژيها قابل انتخاب است. اما روشهاي شي ءگرا به دليل پيروي از يک قالب فکري کاملا مجزا، بسادگي قابليت تلفيق و ترکيب با بقيه روشها را ندارند.

      1. جمع بندي
        در مجموع پيروي از متدولوژيهاي شي ءگرا در تحليل و طراحي نظام آمارهاي ثبتي توصيه نمي شود. زيرا زيرساخت انساني و فني استفاده از اين روشها به ويژه در کشور ما هنوز به حد کافي توسعه نيافته است و از سوي ديگر در اين مورد به نظر مي رسد مي توان از روشهاي ساده تري که در خور ماهيت اساساً داده گراي اين سيستم ها نيز باشند، استفاده نمود. [7]