اين شهر داراي قدمت تاريخي زيادي است و به گفتة بعضي از مورخان و پژوهشگران سابقه سكونت و استقرار انسان در آن به هزاره چهارم قبل از ميلاد مي‌رسد و به شهادت اوراق ترايخ در طي قرون متمادي،‌دوران پر نشيب و فرازي را طي نموده و شاهد دگرگوني‌هاي زيادي در گذرگاههاي ترايخ حيات خويش بوده است. شهري كه از حيث قدمت تاريخي يكي از قديمي‌ترين و باسباقه‌ترين شهرهاي كشور باستاني ايران و جزو يكي از پنج شهر تاريخي اين مملكت است. به گفتة «ژان اوبن»؛ اگر كسي تاريخ اين شهر را به دقت بخواند چنان است كه همه تاريخ ايران را خوانده است.

 

اين شهر با زباني گويا در بيان گذشته‌ها هزاران راز را در دل نهفته دارد و هر خشت آن تلخ و شيرين حوادث ديروز را بي كم و كاست همانند دفتر خاطرات به ثبت رسانده و اگر سفره دلش را باز كند،‌پرده از همه سختيها و خوشي‌هايي    كه چشيده برخواهد داشت.

 

شهري كه با مردم سخت كوش و شجاع آن به علت پايمردي به منظور حفظ و استقلال، حاكميت ارضي،‌كيان،‌مليت و مذهب خويش در دوران تاريخ ديرينه و سراسر افتخار اما توام با رنج، مرارت و سختي‌هاي خويش،‌همواره مورد تاخت و تاز متجاوزان و حكام خودكامه قرار گرفته و در اين رهگذر علاوه بر خسارات وخرابي‌هايي كه بر ثروت ملي آن وارد آمده، از لحاظ نيروي انساني نيز متحمل از دست دادن گروه كثيري از همه قشرهاي جامعه‌اش شده است به نحوي كه يكي از مورخان خارجي به نام «فردريچارد» در اين مورد مي‌نويسد: «اين شهر اهميت قابل ملاحظه‌اي دارد و غير از شهر تبريز كه در مرز شمال واقع است،‌بر هيچ شهري به اندازه اين شهر از منجنيق فلك فتنه نباريده.»

 

همين بس كه از سال 21 هـ ق (641م) تا سال 1397 هـ ق (1977/م 1356 هـ ش) يعني در مدت 1336 سال، 272 تن حاكم بر اين سرزمين حكمراني داشته‌اند و مدتي مديد پايتخت سلسله صفاريان بوده و در مسجد جامع آن به نام امراي طاهري،‌صفاري و ساماني خطبه خوانده شده و از فراز منبر مسجد جامع همين شهر تفويض حكومت از سوي خلفاي عباسي به امراي ايران و فرمانهاي عفو و انتقال خوانده شده است. شهري كه از سال 621 تا 694 هـ ق حدود هفتاد سال پايتخت حكام قراختايي بوده است و فرمانروايان سلاجقه و آل مظفر بر آن حكومت كردندو آثار تاريخي مهمي از خود بجاي گذاردند.

 

شهري كه نادرشاه افشار و عمال او هنگام تسخير آن در سال 1160 ه . ضمن غارت و چپاول اموال اين مردم رنجديده بسياري مردان آن را سربريده و از كله آنان مناره‌هايي ساختند. محله پامنار كه هنوز هم به همين نام خوانده مي‌شود يادگار آن فاجعه و تجديد كننده خاطرات تلخ آن جنايت تاسف انگيز مي‌باشد. مسجد پامنار كه از آثار تاريخي اين شهر است در سال (789 هـ ق/1387 م) به دستور سلطان عمادالدين احمد مظفر كه از طرف برادرش شاه شجاع (پسر امير مبارزالدين محمدمظفر) حاكم كرمان بوده در آن محله ساخته شده . شهري كه هنوز خسارتها و زيانهاي مالي و نيروي انساني ناشي از قتل و غارت سپاهيان محمود افغان را كه در سال (1133 هجري قمري /1771م) صورت گرفت. جبران نكرده بود كه در سال (1209 هـ ق/1794 م) به علت چهارماه و نيم مقاومت دليرانه‌اش در يورش سهمگين آقامحمدخان قاجار، مورد تهاجم و تاخت و تاز سپاهيان آن حاكم ستمگر و جبار قرار گرفت و به روايت تاريخ،‌ماموران وي هفت هزار و به روايتي ديگر، بيست هزار جفت (هفت من و نيم) چشمان مردم بي گناه و ستمديدة اين سرزمين را از حدقه بيرون آوردند و به طور فجيعي آنان را به ديار نيستي فرستادند و گذشته از غارت اموال عمومي حدود بيست هزار نفر از زنان و دختران را به اسارت بردندو خود آن خان بي ايمان هشت هزار نفر آنها ره به سپاهيان خود بخشيد تا مورد تجاوز قرا رگيرند و يا بهاسارت برده شوند. اگر هم تعدادي از هالي باقي ماندند، علت اين بود كه دست جلادان از كثرت و شدت خونريزي،‌بازماند يعني ديگر ياراي كشتن مردم را نداشتند وگرنه قطع عام به سبب ترحم بر كسي نبود. وسرانجام،‌شهري كه در طول تاريخ در اثر حملات و زود و خوردهاي متوالي اجانب از يك سو و خشونتهاي طبيعي چون سيل،‌زلزله،‌قحطي، خشكسالي و شيوع بيماريهاي گوناگون از سوي ديگر متحمل خسارات جانبي و مالي فراوان شد كه آثار شوم آنها بر چهره شهر ومردم آن به جاي مانده است منتها باز هم حيرت بينندگان را برمي‌انگيزد،‌چرا كه آُن از گرانبها و فراواني از سليقه و ذوق بجاي مي‌گذارد و به هنگام ضرورت نيز نشانه‌هيا شجاعت،‌پايمبردي، حوصله‌،بردباري، حس تعاون،‌ نوع پروري،‌همدلي و همكاري براي رفع مشكلات در بين مردم آن به چشم مي‌خورد كه اين خود احياگر نام اين شهر و مردم خونگرم و نيكو خصال آن مي‌باشد

 

 

 

آري مردم اين ديار، همه نابسامانيها و مصائبي را كه در ادوار مختلف تاريخ بر موطن و خود آنان وارد آمد تحمل نمودند و مانند كوه باصلابت و استوار در مقابل آن حوادث ايستادگي كردند و با خصوصيات اخلاقي و روحيه آزادمنشي كه از طرف خداوند در نهاد آنان به وديعه گذارده شده عملا در راه پويندگي و ترقي و تعالي زادگاه خود و براي نيل به اهداف عالي و متعالي خويش گام برداشتند تا جايي كه در زمينه‌هاي علم، ادب، فلسفه و عرفان، افراد نام آوري را به جهان و جهانيان تقديم داشتند. از جمله در ادب و عرفان؛ خواجو، عماد فقيه، شاه نعمت اله ولي‌، حياتي افسر، فواد، همايون، دكتر احمد ناظر زادة‌كرماني و … و در علوم رياضي و فلسفه؛ ابوعبدالله محمدبن عيسي ماهاني (رياضيدان بزرگ قرن دوم كه براي اولين مرتبه، بحث نسبيت درباره اعداد گويا و معادلات سه مجهولي را مطرح كرد) و ابواسحاق كوهبناني،‌(رياضيدان و فيلسوف بزرگ قرن هفتم،‌كه در يكصد و پنجاه سال قبل دانگشاه سورين فرانسه نظارت او را انتشار داد) و «پرفسور رجبعلي پور» و قبل از او مرحوم دكتر رياضي كرماني (كه سالها سال، تقويم ايران استخراج مي‌كرد) و همچنين حامد الحسيني (فيلسوف نامداري كه نظرات او در قرن هفتم فصل تازه‌اي در فلسفه گشود) و در عرصه نويسندگي و تاريخ نگاري ابوحامد (افضل كرماني)، ناظم الاسلام، ناظم الاطباء و دكتر محمد ابراهيم باستاني پاريزي و در حوزة‌دين و مذهب، آيه الله حاج ميرزا محمدرضا و در دفاع از آزادي، شيخ احمد روحي،‌صنعتي،‌قهاري (كه ريس انجمن مجسمه سازان ايران بود) و ..شهري كه مردم آن در سال (1357 ه ش) همگام با ساير مردم ايران در نهضت انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني از پيشگامان اين نهضت بودند و براي پيشبرد اهداف انقلاب، جمع كثيري از جوانان خويش را تقديم نمودند كه در دوران انقلاب و جنگ هشت ساله عراق عليه ايران (سالهاي 1357 تا 1367 هـ ش) شهيد شدند.در اينجا دامنه سخن را جمع كرده، به بحث درباره سوابق تاريخي و ديگر خصوصيات شهر موصوف و مردم نيك نهاد آن مي‌پردازيم .

 

 

 

با مساحت 185675 کيلومتر مربع در جبهه جنوب شرقی کشور قرار دارد و بعد از استان خراسان پهناورترين استان کشور محسوب می شود. منطقه کرمان يکی از نقاط عمده کشور است که سابقه اسکان و زندگی در آن به هزاران سال قبل و همزمان با مهاجرت نخستين اقوام آريايی به ايران باز می گردد. در متون تاريخی يونان که از آرياييها و سلاطين هخامنشی آنان سخن به ميان رفته است از کرامان و سکران و سيستان به عنوان ساپراپ ها و ايالات شرقی ايران نام برده شده است. در دوره هخامنشيان جاده شاهی و راه ابريشم از استخر و شهر پارسه ( پرسپوليس ) به يزد و کرمان و سيستان ادامه داشت و تا هندوستان کشيده می شد.اسکندر مقدونی در سفر به شرق در کرمان توقف چند روزه داشت. می توان با اطمينان و بر مبنای گزارشات تاريخی گفت که سابقه سکونت و شهرنشينی در منطقه کرمان به چندين هزار سال قبل بر می گردد و اين منطقه در کناره کوير مرکزی فلات ايران، همواره پايگاه امن و استراحتگاه مناسبی برای مسافران به سوی شرق بوده است. در دوره معاصر در نخستين تقسيمات کشوری که برای ايران، در دوران قاجاريه و آغاز مشروطيت انجام شد، کرمان و فارس به همراه هرمزگان يک ايالت شناخته می شد.

 

بر اساس تقسيمات کشوری استان کرمان شامل شهرستان، بخش و دهستان است. شهرستانهای استان عبارتند از : بافت، بردسير، بم، جيرفت، رفسنجان، راور، زرند، سيرجان، شهربابک، کرمان وکهنوج، مرکز استان نيز شهر کرمان می باشد.