باستان شناسي كرمان

 

 

– اهميت «حوزه باستاني كرمان» در دنياي باستان

 

كرمان در دنياي باستان يكي از حلقه‌هاي زنجيرة تمدني جنوب فلات ايران به شمار مي‌رفته است و همچون پل ارتباطي، فرهنگها و تمدنهاي شرق ايران و «درة سند» را با مراكز مهم مدنيت جلگة خوزستان و دشت بين النهرين پيوند مي‌داده است.

 

شواهد مربوط به تاثيرگذاري تمدنهاي باستاني

 

تمدنهاي باستاني با وجود بعد مسافت و دشواري برقراري ارتباط، تاثيرها و تاثرهايي داشته‌اند، به طوريكه در بسياري از آثار به دست آمده از محوطه‌ها و تپه‌هاي باستاني، همساني و همگوني در آثار را مشاهده مي‌كنيم.

 

مشابهت هاي موجود ميان نقوش سفالهاي منقوش ماقبل تاريخ در نقاط مختلف، نقوش و علايم هم شكل در مهرها و سيلندرها و هزاران شاهد ديگر همگي دال بر وجود پيوند انكارناپذير ميان تمدنهاي باستاني است.

 

نقش تاثير گذار «حوزه باستاني كرمان» در تمدن باستان

 

از طريق كرمان، رشتة فرهنگي در جنوب فلات ايران با دو سوي شرق و غرب شكل مي‌گرفته است از طرف ديگر، برخي از خصيصه‌هاي بومي  محلي اثرگذار اين ناحيه بر ساير تمدنها نيز به وضو «قابل تشخيص» است. از اين رو مي‌توان نتيجه گرفت كه در دنياي باستان، حوزة كرمان، هم نقش رابط داشته و هم خود عامل و اثرگذار بوده است.

 

قدمت كاوشهاي باستاني (غيرعلمي) در ايران

 

از زمان‌هاي بسيار قديم، كاوش براي يافتن گنج و دفينه در اماكن و محوطه‌هاي باستاني مرسوم بوده و حتي «ابودلف» در «قرن چهارم هجري» فعاليت گنج يابان در منطقه ارجان (بهبهان) را به چشم ديده و روايت كرده است.

 

آغاز كاوشهاي (علمي) باستان شناسي در ايران

 

كاوشهاي علمي در ايران با كلنگ «لفتوس» (W.K.Loftus) در «شوش» به سال 1229 ه.ش آغاز شد. او عضو هيات انگليسي بود كه براي تعيين حدود خطوط مرزي ايران و عثماني به خوزستان آمد. وي در ابتدا بررسيهايي در ويرانه‌هاي شوش انجام داد و پس از بازگشت به انگلستان از موزة بريتانيا مامور كاوش در شوش شد.

 

وارد شدن نام كرمان در سفرنامه‌هاي اروپايي پس از گذر «ماركوپولو» از كرمان از قرن سيزدهم ميلادي (هفتم هجري) به بعد كه گذر ماركوپولو سياح ونيزي به كرمان افتاد و در سفرنامة خودشرحي از اين منطقه به يادگار گذاشت نام كرمان فراوان به قلم سياحان و سفرنامه نويسان اروپايي جاري شد.