شیوه های نوین طراحی كتابخانه ها با توجه به محدودیتهای معلولین جسمی- حرکتی

چکیده:

بر اساس آمار و ارقام تعداد معلولین در سطح دنیا قابل توجه بوده و در این میان کشور ایران نیز از نظر آمار معلولیت قابل توجه تر می باشد، خصوصا با تجاوز کشور عراق به شهرهای مرزی، درصد زیادی از ساکنین این مناطق و نیز بسیاری از رزمندگانی که در خطوط مقدم جبهه مشارکت داشته اند، دچار ضایعات مختلف جسمی، حرکتی، ذهنی و … گشته اند و در نتیجه به جمع معلولین کشور اضافه شده است. در این راستا به نظر می رسد که در کنار تمامی امکانات و تسهیلات رفاهی که دولت برای این عزیزان در نظر گرفته است، تسهیلات رفاهی در مبلمان شهری برای این افراد کافی نبوده و در عین حال ناکارآمد نیز می باشد. در این مقاله سعی شده ضمن ارائه تعریف کلی از معلولیت و انواع آن، به ارائه مشکلات این افراددر ابعاد مختلف زندگی و فعالیت شهری پرداخته و راهکارهای عملی برای نیل به آسایش و آرامش این قشر از جامعه بررسی گردد. به همین منظور سعی شده با ارائه مثالی عملی مشکلات معلولین جسمی- حرکتی در قالب خروج از محل زندگی تا رسیدن به کتابخانه و نیز مشکلات معماری کتابخانه به عنوان یک بنای عمومی به تصویر کشیده شود.

مشکلات معلولین درکتابخانه و در مسیر آن:

در کشور ما نیز پس از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، معلولیت سیری فزاینده داشته است. اکثر این جانبازان افراد شجاع و سالمی بودند که برای حفظ کیان کشور به معلولیت دچار شده اند و این افراد در حال حاضر با مشکلاتی روبه رو هستند که یکی از این مشکلات موانع شهری برای فعالیت آنان می باشد. معلولین و جانبازان با محدودیتهای فیزیکی نه به خاطر معلول بودن خود بلکه به دلیل معلول بودن شهری از انجام فعالیت و خلاقیت، کار و زندگی در محیط شهری عقب می مانند. معلولین به هنگام خارج شدن از منزل در مواقع اضطراری با مشکلات عدیده ای روبه رو می شوند مانند کوچه های باریک، مشکلات و موانع موجود در شبکه دسترسی پیاده شهری، مشکلات موجود در شبکه حمل ونقل شهری، وجود پله، جوی های آب بدون در نظر گرفتن پل ارتباطی و … . نگاهی به وضعیت فوق همگی بیانگر در نظر نگرفتن حداقل حقوق شهری برای این افراد از سوی برنامه ریزان شهری می باشد در حالیکه هدف این افراد بایستی گونه ای از معماری باشد که برای کلیه افراد از جمله معلولین و افراد دارای محدودیتهای حرکتی قابل استفاده بوده و در رفت و آمدهای روزانه آنان مشکلی ایجاد ننماید. یک فرد معلول مانند دیگر افراد دارای حقوقی است و یکی از ابتدایی ترین این حقوق دسترسی آسان به اماکن شهری می باشد. البته مسئولان مشکلات اعتباری و هزینه های گزاف بازسازی اماکن شهری را عاملی برای عدم تهیه حداقل امکانات برای معلولین می دانند و یا اینکه حل تمامی مشکلات را بر عهده یک ارگان دانسته و خود را از دخالت در اینگونه امور مبری می دانند در حالیکه نیازهای افراد معلول در محیط شهری آنقدر متنوع است که باید آن را هم ردیف نیازهای افراد عادی جامعه درنظر بگیریم و در نتیجه انجام تمامی این امور از سوی یک ارگان به هیچ وجه امکان پذیر نیست. توجه به این امر نیز حائز اهمیت می باشد که صرف تصویب یک قانون برای معلولین مشکل را حل نمی کند زیراکه اجرای قانون از خود قانون مهم تر می باشد و تصویب و اجرای قانون برای این قشر از جامعه نیازمند اطلاعات صحیح و به روز در مورد افراد معلول در همه ابعاد می باشد که متأسفانه در نتیجه فقدان اطلاعات و آمار کافی و مناسب در این زمینه بسیاری از برنامه های شهری نیازهای آنان را در نظر نمی گیرد یا اینکه در نتیجه عدم الزام و بازرسی از سوی ارگانهای مسئول اجرایی مسائل مربوط به این قشر از جامعه بسیار سهل انگاشته می شود، در حالیکه این افراد نیز به عنوان انسان صاحب کرامت و عزت نفس می باشند و همین موانع معماری و شهری، یکی از بزرگترین سدهای شرکت این افراد در فعالیتهای اجتماعی می باشد. برنامه ریزان شهری موظف به بازگرداندن این قشر جدامانده از جامعه می باشند که این امر به وسیله سازگار و مناسب ساختن محیط شهری با نیازهای آنان عملی خواهد بود.

پس از شهرسازی مناسب با نیازهای معلولین، اولین قدم جهت بازگشت این عزیزان به جامعه خویش و ایفای حقوق شهروندی و کسب فرصت های اجتماعی برابر با سایر افراد، آموزش خاص آنان می باشد که در مراکز خاصی صورت می گیرد ولی در اینجا موسسات خدماتی مانند کتابخانه های عمومی می توانند با شناخت نیازهای اطلاعاتی معلولین و فراهم آوری منابع مناسب حال آنان، نقش پشتیبان و کاتالیزور را در این امر ایفا کنند. کتابخانه ها با ایجاد محیط فرهنگی مناسب و دسترس پذیر کردن منابع مورد نیاز آنان می توانند معلولین را در رسیدن به هدف خویش یاری رسانند. کتابخانه نیز می تواند روند یکپارچه سازی افراد معلول و سالم را تسهیل نموده و این افراد را که به دلیل معلولیت خود در بخش آموزش و پرورش از افراد سالم جدا شده اند، مجددا به صف افراد جامعه خویش بازگردانده و آنان را به جریان اصلی و عمومی جامعه خویش هدایت کند تا به حقوق اساسی خود در تصمیم گیریهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دست یافته و احساس تعلق اجتماعی کنند. از طرفی کتابخانه می تواند با دورهم گرد آوردن قشر سالم و قشری با محدودیتهای فیزیکی در کنار یکدیگر، فرزندان امروز جامعه خود را که آینده سازان و برنامه ریزان آتی کشور خواهند بود به یک نگرش سالم و مناسب نسبت به تفاوت های معلولین و معلولیت رسانده و به آنان این بینش را بدهد که در عرصه های کلان کشوری و بین المللی برای این قشر از جامعه نیز جایگاهی تعریف کنند و تعامل زندگی کردن با آنان را نیز بیاموزند و به یاد داشته باشند که بایستی با هم و به کمک هم این جامعه را بسازند.

ذکر این نکته حائز اهمیت می باشد که با وجود تمام مزایایی که برای کتابخانه ها برشمردیم متأسفانه مشکل موانع شهری پس از خروج فرد معلول با محدودیتهای جسمی- حرکتی همچنان به قوت خود باقی است و جدای از این مطلب مشکل ساختمان و ساختار معماری کتابخانه ها را نیز باید به این مشکلات اضافه کنیم. در ادامه مطلب سعی می شود پس از ذکر برخی از این مشکلات تا جایی که امکان پذیر است راهکارهای مناسب نیز ارائه شود.

اولین مشکل فرد معلول با محدودیتهای جسمی- حرکتی پس از خروج از منزل کوچه های باریک به همراه جوی های آبی می باشد که معمولا در وسط کوچه ها با بافت قدیمی شهری وجود دارند و خصوصا معلولینی که با صندلی چرخدار خواهان تردد در این کوچه ها می باشند با مشکلات عدیده ای روبرو می گردند. سپس مشکلات و موانع موجود در شبکه دسترسی پیاده رو شهری پیش رو می آید و اینکه عدم وجود مسیرهای سر راست و بدون مانع با سنگفرشهای نامناسب و لغزنده و یا مسیرهای پیاده پوشیده از سنگریزه به همراه چاله هایی که گاه و بی گاه از سوی ارگانهای مختلف در سر راه این قشر سبز می شوند کار را بسی دشوارتر می سازند (تصویر1).

گاهی نیز برخی پیمانکاران لطف کرده و از سر خیرخواهی با شیب پیاده رو ها مزاح می کنند و در نتیجه شیب تندی پدید می آید که نه تنها کمکی به حال هیچ یک از افراد جامعه ندارد بلکه گاهی خطرات زیادی را نیز به دنبال دارد به طوریکه افرادی که از صندلیهای چرخدار استفاده می کنند در مسیرهای سربالایی و سرپایینی قادر به کنترل صندلی خود نیستند. پستی و بلندی های عرض پیاده رو که موجب عدم تعادل در چرخهای صندلی های چرخدار می شود را نیز نباید از نظر دور داشت.

اگر فرد معلول شانس بیاورد و از این همه بلا جان سالم به دربرد به مشکل سیستم حمل و نقل شهری بر می خورد زیرا که هیچ تعریفی در این سیستم برای این افراد صورت نگرفته است. برای مثال در مورد تاکسی، تاکسی های ویژه که مناسب حال این افراد باشد متأسفانه در ناوگان حمل و نقل شهری موجود نمی باشد. جدای از این عدم وجود شیب مناسب بین پیاده رو و خیابان جهت سوار شدن آنان به تاکسی ها خود مشکل دیگری است و یا وجود جوی های آب و فاضلاب در سطح خیابان بدون داشتن پل ارتباطی، یا میله های جوی های آب با فاصله زیاد که باعث گیرکردن چرخ صندلیها در آن می شود مشکل دیگری است. در مورد اتوبوس ها هم از طراحی ایستگاه اتوبوس گرفته تا خود اتوبوس هیچ تعریف و فکری در مورد این افراد نشده است. مترو نیز به عنوان پدیده قرن خود به تنهایی برای این عزیزان سرتا مشکل است. وجود پله های متعدد و عدم تعبیه آسانسور، وجود فاصله زیاد بین ایستگاه با مترو، عدم تخصیص واگنی خاص به این افراد با توجه به هجوم جمعیتی که در واگنهای مترو شاهد آن هستیم و … همگی قابل ذکر است.

حال اگر فرض کنیم که این فرد با وجود تمامی مشکلات به جلوی محوطه کتابخانه برسد باز هم موانعی بر سر را ه است. از همان ابتدا اگر با تاکسی یا وسیله نقلیه شخصی آمده باشد به مشکل توقفگاه اتومبیل یعنی محل پیاده شدن سرنشینان از وسیله نقلیه و ورود آنان به مسیر پیاده رو مواجه خواهد شد. سپس با کفپوش هایی که در زیر پا جا به جا می شوند و یا کفپوش لغزنده و یا کف پوش خاکی با دست اندازهای مختلف آشنا خواهد شد. حال برای ورود به کتابخانه، گاهی اوقات حضور سطح شیبدار به فراموشی سپرده می شود و یا اگر هم باشد به دلیل شیب تند، عرض کم و اینکه در کنار آن میله با قطر مناسب وجود ندارد به طور عملی غیر قابل استفاده می شود. سپس درهای ورودی به دلیل عرض کم مانع ورود فرد با صندلی چرخدار می گردد. در بخش خدمات رسانی نیز به دلیل ارتفاع زیاد میز امانت برای برقراری ارتباط و سوال از کتابدار درمانده می گردند. اگر کتابخانه با سیستم قفسه باز باشد به دلیل اینکه عرض مناسب جهت رفت و آمد با صندلی چرخدار در نظر گرفته نشده است، امکان گشت و گذار در بین قفسه ها برای انتخاب کتاب از بین می رود. اگر کتابخانه قفسه بسته باشد و اگر سیستم دستی برگه دان هم رایج باشد، ارتفاع نامناسب برگه دانها نیز خود مشکلی می شود. همچنین وجود راهرو هایی با عرض کم و غیر استاندارد برای حرکت روان و آسان فرد معلول با صندلی چرخدار آسایش خاطر را از این عزیزان سلب می نماید. در قرائت خانه نیز چیدمان مبلمان بدون در نظر گرفتن محدودیت حرکتی این افراد با صندلی چرخدار می باشد. معمولا ارتباط های عمودی در اماکن و ساختمانها به وسیله پله صورت می گیرد. پله ها برای عبور معلولین با صندلی چرخدار مناسب نمی باشند، در نتیجه بایستی یا از آسانسور استفاده کرد و یا اینکه از سطوح شیبدار مناسب دارای عرض، طول و شیب به همراه نرده های کمکی که قطر مناسبی هم داشته باشند، استفاده کرد البته طول این سطوح شیبدار نیز نباید زیاد باشد. عدم تعبیه سرویس بهداشتی مخصوص افراد معلول و نیز تلفنهای عمومی و آبسرد کن های قابل دسترس برای این عزیزان را نیز باید به سایر مشکلات اضافه کنیم.

هنر معماری امروز که چکیده ای از اندیشه انسانها است، می تواند گامی بزرگ در راه توانبخشی، آسایش و استقلال معلولین به شمار رود. زمانی یک بنا کامل محسوب می شود که آسایش تمامی افراد جامعه چه سالم و چه معلول را فراهم نماید. با کمال تأسف باید بگوییم که ما از این فلسفه بسیار دور هستیم ولی برای جبران هیچ وقت دیر نیست. بلی بایستی زمان بسیار زیادی صرف کنیم و هزینه ای چندین برابر ساخت اولیه شهرهایمان به کار بریم تا به اصول استاندارد و آرمانی مبلمان شهری دست پیدا کنیم.