منابع و هزینه های گردشگری

 

به دلیل آنکه تقریباً اکثر قریب به اتفاق فقیرترین کشورهای در حال توسعه جانشینهای درآمدی ندارند که بتوانند جایگزین گردشگری نمایند، بعضی اوقات گردشگری را به عنوان آخرین تدبیر اتخاذ می کنند.

 

بنابراین به طور آشکارا، پرسشهایی مطرح می شوند که پاسخگویی بدانها مشکل است، و احتمال بسیار بسیار کمی در مورد یافتن راه حلهای کلی ای که شرایط متفاوت کشورهای مستقل را به طور گسترده تحت پوشش قرار دهند، وجود دارد.

 

لازم به تأکید است که تصمیمات مربوط توسعه در جهان سوم دارای الزامت مهمی است.

 

  1. در سالهای اخیر صنعت گردشگری در جهان سوم سریعترین رشد را داشته است.

 

  1. گردشگری، صادرات نامرئی با خصوصیات منحصر به فرد است که خریداران «محصول» آن باید به کشورهای خارجی سفر کنند تا از این طریق شخصاً این محصول را به مصرف برسانند.

 

  1. گردشگری به یک سری تأثیرات پیچیده اقتصادی، محیطی و اجتماعی بر کشورهای میزبان ؟ می شود. ارزیابی این هزینه با منافع آن در جهان سوم به مشکلاتی در امر ارزیابی و عدم اعمال کنترل محلی بر این وضعیت در آمیخته است.
    مفهوم سازی جایگاه گردشگری در توسعه

     

    اگر بخواهیم به نقش گردشگری در توسعه جهان سوم پی ببریم، باید در شناخت شیوه ها «قوانین» مربوط، نگاهی به کارکرد عملی صنعت گردشگری بین المللی داشته باشیم این امر در مورد دیگر فعالیتهای مهمی که تجارت جهانی را شکل می دهند نیز صدق می کند و نباید گردشگری را جدا از آنها مورد مطالعه قرار داد. این ادعا امروزه تا حدودی بدیهی بوده و مورد پذیرش قرار گرفته است. تنها در دهه گذشته بودکه پذیرش آن نظریه پردازی ها ما را در مورد گردشگری تغییر داد.

     

    در متون نوین مکتبهای فکری در رویکرد اساسی وجود دارد. مکتب نخست که در اینجا از آن با عنوان «رویکرد اقتصاد اساسی» نام برده می شود مبتنی بر این فرض است که گردشگری با شیوه ای سر و کار دارد که کاملاً با الگوهای تاریخی وابستگی اقتصادی و استعمارگرایی ارتباط تنگاتنگی دارد. بر طبق این مکتب فکری، شکل گیری صنعت گردشگری تحت تأثیر و نفوذ شدید عوامل تعیین کننده اقتصادی و سیاسی است و سایر جنبه های جالب آن از اهمیت چندانی برخوردار نیستند از میان این موارد می توان به تنوع امکانات در مقاصد، انواع مختلف تعطیلی، یا حتی چگونگی احساس گردشگران نسبت به تجربه سفر اشاره کرد. جریان کلی تحلیلهای اقتصاد سیاسی در مورد آثار گردشگری بانگرش منفی توام است و به آن به عنوان وسیله ای می نگرد که توسعه و خوشبختی ما در شهرهای ثروتمند ناشی از بها و هزینه ای است که کشورهای فقیر می پردازند.

     

    نظریه دیگر، بیشتر مربوط به طبقه بندی گردشگری بر حسب بخشهای کارکردی متعدد آن بدون توجه به آثار سیاسی است این چشم انداز به تجربه تاریخی تغییر در جوامع جهان سوم و امکان پذیر بودن مساعدت صنعت در نابرابریها توجه چندانی نمی کند. به عبارتی دیگر، این ؟، شیوه ی تحلیلی است که تلاش می کند یک نگرش بی طرفانه را در موقعیتی که بی طرف ماندن بسیار مشکل است- ارائه دهد. در اینجا بر اهمیت اقتصادی قابل ملاحظه صنعت برای کلیه افراد و کشورهای ذینفع و شیوه بهبود کارآیی آن و به حداقل رساندن آثار معکوس آن تأکید می شود. این نگرش کارکردی عموماً خوش بینانه بوده و معتقد است که اکثر مشکلات را می توان از طریق مدیریت خوب و معیارهای مناسب سیاسی حل و فصل کرد.

     

    به هر حال، اشتباهات که تصور کنیم این «نظریه» در تضاد کامل با یکدیگرند. هر دو رویکرد در کمک به شناخت و ارزیابی کامل نوع موضوع سودمند هستند و همچنین نماینده منافع متفاوت گروهها و کشورهای ذینفع در گردشگری جهان سوم می باشند.