کتابخانه ملی

به سال 1308 شمسی عده ای از سرمایه داران یزدی و کرمانی، برآن شدند تا با بهره گیری از نیروی انسانی ارزان آن روز، به احداث کارخانه پشم بافی همت گمارند. همین اندیشه، مبنای احداث کارخانه خورشید شد، بنایی که ابتدا به دست معماران و بناهای یزدی شکل

 

گرفت، اما چندی نگذشت که حضور معمار بر جسته ای چون استاد علی محمد راوری (مدفون در مشتاقیه) موجب شد تا ادامه کار به او سپرده شود.

 

این کارخانه مدتی فعال بود تا این که به دلیل وجود وقایع سیاسی و فراز و فرودهای ناشی از آن که به محدوده کارگری و فضای اقتصادی اجتماعی نیز کشیده شد، توان ادامه کار نیافت و تعطیل شد. پس از انقلاب، ادارات مختلفی چون سازمان آب و شهرداری هر یک قسمت هایی از سالن را در اختیار گرفتند. تعدادی از سقف ها نیز در جریان زمین لرزه های دهه 1360 فروریخت، تا این که سرانجام مقرر شد تا سالن بازسازی و مورد استفاده فرهنگی قرار گیرد. این اقدام صورت گرفت و نخستین نمایشگاه با نام «میثاق» و به عنوان ارائه تصویری از فعالیت های اولین دهه انقلاب در آن برپا شد.

 

متولی این عمل واحدی بود که امروز به نام مرکز کرمان شناسی فعال است. سرانجام در سال 1370 شمسی و به انگیزه برگزاری کنگره جهانی خواجو بازسازی، و به عنوان کتابخانه ملی مورد استفاده قرار گرفت.این فضای مشجّر که زیبایی خاصی دارد، با داشتن سالنی به وسعت قریب 4000 متر مربع، که به صورت یکپارچه بر روی 66 ستون 8 ضلعی خشت و آجری بنا شده و هم اکنون به عنوان سالن مطالعه استفاده می شود، از جمله بناهای سنتی ارزشمند و مرکز فرهنگی مهمی به شمار می رود. این کتابخانه برای مطالعه زنان و مردان سالن های مجزا و اتاق هایی مجهز به سیستم کامپیوتری برای استفاده استادان و دانشجویان دارد. در ورودی کتابخانه ملی بسیار زیباست. این کتابخانه با 764000 جلد کتاب و 27211 عضو یکی از فعالترین کتابخانه های عمومی شهر کرمان محسوب می شود.

 

كاروانسرا

شايد در همه كتابهايي كه درباره تاريخ و جغرافياي ايران نوشته شده و همه سفرنامه‌هايي كه از جهانگردان به جاي مانده، از توجه ايرانيان به راه و ساختمانهاي پيوسته به آن و همچنين راهداري و پست منظم از روزگاران بسيار كهن سخن رفته باشد. واژه‌هايي چون ساباط و رباط و بريد در زبانهاي زنده و مرده جهان كه از گويشهاي كهن ايراني گرفته شده مؤيد اين نظر است كه پهناوري سرزمين و دوري شهرها و آباديهاي ايران و كشورهاي همسايه، ايراني را ناچار مي كرده است كه راه‌هاي پاكيزه و امن داشته باشد و منزل به منزل و آبادي به آبادي آسايشگاه بسازد و نيز براي اينكه كاروانها در بيابان راه خود را بيابند برجها و ميل‌هايي بر افرازد كه از دور مانند برج دريايي رهسپاران را راهنمايي كند.

 

در ميان نام ساختمان‌هايي كه بيرون از شهر و در كنار جاده‌ها به گوش مي‌خورد نام كهن كربات يا كارباط كه با كراو كروان پيوستگي تمام دارد اين واقعيت را مي‌رساند كه كاروانهاي ايراني و غير ايراني حتي در دشتهاي دراز و پهناور بي سروسامان نبوده‌اند و به آساني و آسودگي كالا و مسافر را از خاور به باختر و از شمال به جنوب مي برده‌اند. كاروانسراهاي كنوني ايران اغلب شاه عباسي خوانده مي‌شوند و تقريباً براي كاروانسرا علم شده و در سده چهارم هم كثرت رباط‌هايي كه به همت ابوالحسن ماه برپا شده نام بيشتر رباط‌ها علم بوده است. متأسفانه اكنون فقط يك رباط به نام رباط ماهي در خراسان براي ما به جاي مانده است. درباره كاروانسراهاي شاه عباسي معروف است كه وزير او براي اينكه شماره آنها مشخص باشد و شماره‌هاي درست مانند ده و صد و هزار آسان بر زبان مي آيد دستور مي دهد يكي كمتر از هزار يعني نهصد و نود و نه رباط بسازد تا در شمارش آنها اندكي درنگ شود و آيندگان ارج اين كار بزرگ را بدانند.

 

ويژگيهاي ساختمان‌هاي وابسته به راه:

 

  • ساباط

 

اين واژه كه تقريباً به همه زبانهاي خاوري و باختري و آرامي و ايراني و فرنگي و تازي رفته در زبانهاي ايراني و از جمله فارسي ريشه كهن دارد. جز اول آن «سا» به معناي آسايش  و جز دومش پسوند «باط» نمودار ساختمان و بنا و آبادي و عمارت است و در آخر بسياري از واژه‌ها چون رباط و كاربات و خرابات و جز اينها آمده و روي هم رفته به جاي آسايشگاه و استراحتگاه امروزي به كار مي رفته است. ساباط به كليه بناهايي كه براي آسودن به پا مي شده، چه در شهر و چه در بيرون از آن، اطلاق مي‌شده. در شهرستان‌هاي جنوبي ايران هنوز هم اين واژه درست در جاي خود به كار مي‌برند كه برروي جاده‌هاي بيرون شهر و يا كنار آنها ساخته شده و منحصر است به چند تختگاه و يك آب انبار و گاهي يك يا دو اتاق كوچك كه تنها مي توان براي رفع خستگي و اندكي آسودن پس از پيمودن راه دراز آن را مورد استفاده قرار داد.

 

  • رباط

رباط منحصراً به ساختمان‌هاي كنار راه و به ويژه بيرون از شهر و آبادي اطلاق مي‌شود و از روزگاران بسيار كهن به زبان تازي راه يافته و حتي از آن فعل نيز ساخته‌اند. رباط به معناي منزل گرفتن و آسودن در ميان راه به كار مي رفته و شايد برخلاف آنچه در آغاز به نظر مي‌آيد ربط و ارتباط هم از اين واژه آمده نه اينكه رباط مشتق از ربط باشد. رباط علاوه بر حوض و آب انبار اتاق‌هاي متعددي دارد كه گرداگرد حياطي را فرا گرفته و مسافران مي‌توانند يك يا چند شب در آن بياسايند.

  • كاربات

 

كاربات چنانكه پيداست خانه كاروان است و پيش از اسلام به جاي كاروانسرا به كارمي رفته و آن نيز مانند رباط اتاق و حوض و يا پاياب دارد و گاهي فقط دو يا سه اتاق دارد. نمونه آن در آبادي‌هاي كنار شاهراه كهن فارس خودنمايي مي كند.

  • كاروانسرا

به رباط‌هاي بزرگ و جامع كاروانسرا مي‌گويند، چه در شهر و چه بيرون از آن باشد. كاروانسرا علاوه بر اتاق و ايوان، باره بند و طويله و انبار دارد و اغلب ورودي آن را بازار كوچكي به نام غلافخانه تشكيل مي‌دهد و برروي سردر آن چند اتاق پاكيزه قرار گرفته كه به كاروانسالار اختصاص دارد. گاهي در دو سوي در كاروانسرا و رباط برج‌هايي جاي گرفته كه در مواقع ناامني مورد استفاده مدافعان و راهداران قرار مي گرفته است.

 

  • خان

خان نيز همان كاروانسراست و اين به ويژه در زبان تازي به طور مطلق به جاي كاروانسرا به كار گرفته شده است.

 

  • آب انبار

(امبار) آب انبار و منابع آب نوشيندي در سراسر راههاي ايران و در شهرهاي اين سرزمين به تعداد بسيار ديده مي‌شود و بعضي از آنها كه در شهرهاي خشك و كم آب ساخته شده خود اثري بسيار زيبا و از لحاظ معماري شايان توجه است.

 

 

 

 

  • حوض، بركه، پاياب، چاه

تأمين آب نوشيدني براي مسافران و چهارپايان ايشان به ويژه در مناطق خشك مسأله‌اي بسيار مهم و حياتي بود كه با ساختن حوض‌هايي براي ذخيره آب باران يا كندن پاياب‌‌ها به منظور دسترس به آب روان كاريزهايي كه احتمالاً از ميان  دشت و نزديك راه مي گذشت، حل مي‌شد.